۰۰۰۷۶۱۲۴۴۱

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد

دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد

به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید

همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد . . .

سفر کردم به دنبال سر تو / سپر بودم برای دختر تو

چهل منزل کتک خوردم برادر / به جرم این که بودم خواهر تو . . .

 

چهل روزه که بوی گل نیومد / صدای چهچه بلبل نیومد

چهل روزه چهل منزل اسیرم / غم چل ساله گویی کرده پیرم . . .

 

باز عاشوراییان پیدا شدند / باز هم سوداییان شیدا شدند

اربعین غصه های گل کجاست / اربعین ناله بلبل کجاست

اربعین عشق، عباست چه شد / اربعین، فریاد احساست چه شد . . .